تبليغاتX
تغذیه و پزشکی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آويشن (Thyme) :

آويشن (Thyme) :      

نويسنده:  مريم ارشاد( به نقل از نشريه علمی سيب دانشجويان تغذيه شيراز)

                                                          

بهترين آويشن در شيراز پيدا مي‌شود و به دو دسته است 1- آويشن پهن 2- آويشن باريك

برگ آويشن پهن بيضي شكل است و برگ آويشن باريك كمي درازتر و باريك‌تر است آويشن باريك اغلب در كوهها پيدا مي‌شود و از برگ آن استفاده مي‌شود.(1)

عصاره آويشن حاوي تيمول، كارواكرول و پاراسيمول است. علاوه بر آن داراي مقداري تانن، فلاونوئيد ساپونين و مواد تلخ مي‌باشد.

آويشن در صنايع غذايي به مقدار فراوان بكار برده مي‌شود. اسانس آويشن خاصيت ضد باكتريايي و ضد قارچي دارد اين گياه همچنين در صنايع آرايشي بهداشتي و تهيه كرم، عطر، لوسيون، دهانشويه و پماد مورد استفاده قرار مي‌گيرد.(3)

تاكنون اثر مسموميت زايي براي آويشن شناخته نشده است. هرچند تداخلات دارويي اين گياه گزارش شده، بهتر است كه با احتياط مصرف گردد به دليل اثر قاعده آوري اين گياه در دوران بارداري منع شده است.(2)

 

1- نويد مهديار، آويشن، مجله رشد، تهران، 1385.

2- ضيايي علي، مسگرپور بينا. احتياط مصرف و تداخلات دارويي گياهان دارويي. تهران : نشر طبين، 1384، 6-245.

3- امين احمد، اسلام پزشك بي دارو، تهران. انتشارات نسل جوان : 9-134.

 


 

|+| نوشته شده توسط کاظم اسلامی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:19 | 
بيماري سيستيك فيبروزير و تغذيه :

بيماري سيستيك فيبروزير و تغذيه :            

    نويسنده:   زهرا سهرابي( به نقل از نشريه سيب دانشجويان تغذيه شيراز)

بيماري سيستيك فيبروزير بيماري چند سيستمي است كه اولين بار در سال 1938 در ايالت متحده تعريف شده است و ژن آن نيز به عنوان ژن CFTR كه بر روي كروموزوم 7 جاي دارد معرفي شد. اين ژن در انتقال كلر نقش دارد. به همين جهت نسبت سديم و كلر در عرق اين بيماران تغيير مي‌كند كه خود يك راه تشخيص بيماري محسوب مي‌شود. طول عمر مبتلايان به اين بيماري در مردان بيش از 32 سال و در زنان 29 سال است. اما بيماري اغلب در كودكي اغاز مي‌شود. از جمله اختلالات اين بيماري مي‌توان اشاره كرد به : ترشح موكوس غليظ و چسبنده كه منجر به انسداد غدد و مجراها مي‌شود. بروز كوله سيسنيت و سنگ كيسة صفرا، سينوزيت مزمن، برونشيت حاد، پوليپ بيني، برونشيا كتازي، سرفه به همراه خلط خوني، بلوغ دير رس، اختلال‌هاي موجود در رحم ديابت و ...(1)

از جمله مشكلاتي كه در اين بيماري نياز به تغذية مناسب را ضروري مي‌سازد عبارتند از(2) :

1- سوء تغذيه‌ي ناشي از مشكلات تنفسي و سرفه و تهوع و بي‌اشتهايي عصبي در حين  عفونت و اختلال در حس چشايي

2- دفع گلوكز در ادرار

3- مشكل در نگه داري وزن براساس قد و توقف رشد در كودكان

4- افزايش نياز به انرژي، بخصوص در هنگام ورزش و با افزايش كار تنفسي

5- بروز مشكلات مزمني مثل ديابت كه از اختلالات پانكراسي ناشي مي‌شود.

به طور كلي در اين بيماري، براساس مطالعاتي كه در سال 2000 صورت گرفت، اين نتيجه حاصل شد كه اختلالات الكتروليتي، بخصوص در مورد كلر، پتاسيم وجود دارد كه عمدتاً از سوء تغذيه و غير نرمالي ژنتيكي ژن‌هاي موثر در انتقال الكتروليت‌ها ناشي مي‌شود. از طرفي اختلالات پانكراسي هم در اين ميان موثر است. لذا پايش الكتروليت‌ها و آب بدن در اين بيماران ضروري است. (3)

از طرفي در طي مطالعه‌اي كه توسط Rashid و همكارانش در سال 1999 صورت گرفته بود، آنها به كمبود ويتامين k در اين بيماران پي بردند كه منجر به افزايش مدت خونريزي در آنها شده بود، كه علت آن هم مصرف مزمن آنتي بيوتيك، بيماري كبدي موثر بر سنتز عوامل انعقادي و سوء جذب چربي (چون ويتامين k ويتامين محلول در چربي است) مي‌باشد. لذا در اين بيماران مصرف روتين مكمل ويتامين k توصيه مي‌شود. (4)

در طي مطالعه‌اي در سال 2003 به بررسي كارآيي جذب Ca در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه جذب كلسيم در آنها تحت تاثير سوء جذب قرار نمي‌گيرد. علي رغم اينكه تصور مي‌شود توليد صابون نامحلول مي‌بايد منجر به كاهش جذب كلسيم شود. اما در مصرف مقادير كافي كلسيم جذب آن بطور غير فعال صورت گرفته و تحت اثر سوء جذب يا كمبود ويتامين B قرار نمي‌گيرد. پس در اين بيماران مصرف مقادير كافي كلسيم از طريق رژيم ضروري است ولي نياز به مكمل اضافي نمي‌باشد. (5)

در طي مطالعه‌اي ديگر كه در سال 2004 صورت گرفت Schupp و همكارانش به بررسي كارتنوئيدهاي موثر در بينايي (Zeaxanthin , lutein) در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروريز پرداختند و دريافتند كه علي‌رغم وجود سوئي جذب و كاهش اين كارتنوئيدها و عملكرد بينايي در آنها دچار مشكل نمي‌باشد كه علت آن بر مي‌گردد به كاهش مصرف آنتي بيوتيك‌هاي وسيع الطيف، كنترل بهتر دريابت و اثر آن بر اختلالات چشمي مثل رتينوپاتي و كنترل اختلالات پانكراسي مثل مصرف مكمل ويتامين A و... (6)

در طي مطالعه‌اي كه در سال 2002 توسط Figueroa و همكارانش صورت گرفت به بررسي سطوح كلسترول و تري گليسيريد (TG) در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه اغلب بيماران داراي تري گليسيريد بالايي هستند اما كلسترول پائين يا نرمالي دارند كه علت احتمالي آن هم بر مي‌گردد به وجود عوامل التهابي مثل سيتوكين‌ها و (Tumor necrosis factor) TNF كه باعث تحريك ليپوژتر كبدي و توليد TG شده و TG را بالا برده و chol را كم مي‌كنند. ضمن اينكه بخاطر افزايش جذب كربوهيدرات نسبت به چربي، توليد TG نيز افزايش مي‌يابد. از طرفي اختلالات پانكراسي با كمبود انسولين منجر به افزايش سنتز VLDL و كاهش LPL (ليپوپروتئين ليپاز) مي‌گردد كه اين خود منجر به افزايش TG مي‌شود. لذا در اين بيماران لازم است سطوح TG مدام كنترل شود تا خطرساز نباشد و مصرف چربي راهم بايد به 40 درصد رساند (40 درصد از كل كالري)، اما بايد عوارض رژيم پرچربي مثل افزايش استرس اكسيد اتيورا نيز مد نظر قرار داد و سطوح آنتي اكسيدان‌ها را دائم كنترل كرد.(7) و (8)

براساس مطالعات در اين بيماران شكست پروتئين نيز افزايش يافته است كه منجر به وخيم‌تر شدن وضع سوء تغذيه در آنها مي‌شود. لذا مصرف مقادير كافي پروتئين حتي در حد 5 در روز ضروري است.

پس مي‌توان نتيجه گرفت كه در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروز نيز بايد :

1- مكمل ويتامين k را بطور روزانه تجويز كرد.

2- سطوح آنتي اكسيدانها و TG و chol را بطور دائم پايش كرد.

3- مصرف پروتئين را كنترل كرده و حتي به 5 در روز رساند.

4- سطوح كارتنوئيدها و وضعيت بينايي را كنترل كرد.

5- مصرف كلسيم و ويتامين D را در حد RDA رعايت كرد.

6- سطح الكتروليت‌ها را پايش كرده تا در صورت نياز تغييرات لازم انجام شود.

[1] - اصول طب داخلي هاريسون : بيماري‌هاي دستگاه تنفس. ترجمة دكتر محسن ارجمند، نسل فرادا ، 1384.

1 - krause’s food, nutrition and diet therapy. L. ketlin mahan

2 - American journal of nutrition , comparison of total body cl, k and water measure ments in children with CF, jurnaly  2000.

3 - roshid and et. Al. prevelance of uitk deficiency in CF, American journal of nutrition, vl70, No.3, 378-382, September 1999.

4 - kerryj schulze and et . al . efficacy of ca. absorption is not compornised in clinically stable prepubertal girls with CF, American journal of nutrition, vol75., No.1, 110-116, july 2003-

5 - schupp and et. Al. lutein, ea nanthin , macular pigment , and visual function in adult with CF. American journal of nutrition, vil79, NO.6. 1045-1050 jure 2004.

6 - Back and  et. Al Antioxidant deficiency in CF : when 

7,8- Figueroa and et. Al . abnormal lipid concentration in CF, American journal of nutrition, Vol 75, NO.6, 1005-1011, June 2002.

 

 

 

نويسنده:  زهرا سهرابي( به نقل از نشريه علمی سيب دانشجويان تغذيه شيراز)

بيماري سيستيك فيبروزير بيماري چند سيستمي است كه اولين بار در سال 1938 در ايالت متحده تعريف شده است و ژن آن نيز به عنوان ژن CFTR كه بر روي كروموزوم 7 جاي دارد معرفي شد. اين ژن در انتقال كلر نقش دارد. به همين جهت نسبت سديم و كلر در عرق اين بيماران تغيير مي‌كند كه خود يك راه تشخيص بيماري محسوب مي‌شود. طول عمر مبتلايان به اين بيماري در مردان بيش از 32 سال و در زنان 29 سال است. اما بيماري اغلب در كودكي اغاز مي‌شود. از جمله اختلالات اين بيماري مي‌توان اشاره كرد به : ترشح موكوس غليظ و چسبنده كه منجر به انسداد غدد و مجراها مي‌شود. بروز كوله سيسنيت و سنگ كيسة صفرا، سينوزيت مزمن، برونشيت حاد، پوليپ بيني، برونشيا كتازي، سرفه به همراه خلط خوني، بلوغ دير رس، اختلال‌هاي موجود در رحم ديابت و ...(1)

از جمله مشكلاتي كه در اين بيماري نياز به تغذية مناسب را ضروري مي‌سازد عبارتند از(2) :

1- سوء تغذيه‌ي ناشي از مشكلات تنفسي و سرفه و تهوع و بي‌اشتهايي عصبي در حين  عفونت و اختلال در حس چشايي

2- دفع گلوكز در ادرار

3- مشكل در نگه داري وزن براساس قد و توقف رشد در كودكان

4- افزايش نياز به انرژي، بخصوص در هنگام ورزش و با افزايش كار تنفسي

5- بروز مشكلات مزمني مثل ديابت كه از اختلالات پانكراسي ناشي مي‌شود.

به طور كلي در اين بيماري، براساس مطالعاتي كه در سال 2000 صورت گرفت، اين نتيجه حاصل شد كه اختلالات الكتروليتي، بخصوص در مورد كلر، پتاسيم وجود دارد كه عمدتاً از سوء تغذيه و غير نرمالي ژنتيكي ژن‌هاي موثر در انتقال الكتروليت‌ها ناشي مي‌شود. از طرفي اختلالات پانكراسي هم در اين ميان موثر است. لذا پايش الكتروليت‌ها و آب بدن در اين بيماران ضروري است. (3)

از طرفي در طي مطالعه‌اي كه توسط Rashid و همكارانش در سال 1999 صورت گرفته بود، آنها به كمبود ويتامين k در اين بيماران پي بردند كه منجر به افزايش مدت خونريزي در آنها شده بود، كه علت آن هم مصرف مزمن آنتي بيوتيك، بيماري كبدي موثر بر سنتز عوامل انعقادي و سوء جذب چربي (چون ويتامين k ويتامين محلول در چربي است) مي‌باشد. لذا در اين بيماران مصرف روتين مكمل ويتامين k توصيه مي‌شود. (4)

در طي مطالعه‌اي در سال 2003 به بررسي كارآيي جذب Ca در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه جذب كلسيم در آنها تحت تاثير سوء جذب قرار نمي‌گيرد. علي رغم اينكه تصور مي‌شود توليد صابون نامحلول مي‌بايد منجر به كاهش جذب كلسيم شود. اما در مصرف مقادير كافي كلسيم جذب آن بطور غير فعال صورت گرفته و تحت اثر سوء جذب يا كمبود ويتامين B قرار نمي‌گيرد. پس در اين بيماران مصرف مقادير كافي كلسيم از طريق رژيم ضروري است ولي نياز به مكمل اضافي نمي‌باشد. (5)

در طي مطالعه‌اي ديگر كه در سال 2004 صورت گرفت Schupp و همكارانش به بررسي كارتنوئيدهاي موثر در بينايي (Zeaxanthin , lutein) در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروريز پرداختند و دريافتند كه علي‌رغم وجود سوئي جذب و كاهش اين كارتنوئيدها و عملكرد بينايي در آنها دچار مشكل نمي‌باشد كه علت آن بر مي‌گردد به كاهش مصرف آنتي بيوتيك‌هاي وسيع الطيف، كنترل بهتر دريابت و اثر آن بر اختلالات چشمي مثل رتينوپاتي و كنترل اختلالات پانكراسي مثل مصرف مكمل ويتامين A و... (6)

در طي مطالعه‌اي كه در سال 2002 توسط Figueroa و همكارانش صورت گرفت به بررسي سطوح كلسترول و تري گليسيريد (TG) در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه اغلب بيماران داراي تري گليسيريد بالايي هستند اما كلسترول پائين يا نرمالي دارند كه علت احتمالي آن هم بر مي‌گردد به وجود عوامل التهابي مثل سيتوكين‌ها و (Tumor necrosis factor) TNF كه باعث تحريك ليپوژتر كبدي و توليد TG شده و TG را بالا برده و chol را كم مي‌كنند. ضمن اينكه بخاطر افزايش جذب كربوهيدرات نسبت به چربي، توليد TG نيز افزايش مي‌يابد. از طرفي اختلالات پانكراسي با كمبود انسولين منجر به افزايش سنتز VLDL و كاهش LPL (ليپوپروتئين ليپاز) مي‌گردد كه اين خود منجر به افزايش TG مي‌شود. لذا در اين بيماران لازم است سطوح TG مدام كنترل شود تا خطرساز نباشد و مصرف چربي راهم بايد به 40 درصد رساند (40 درصد از كل كالري)، اما بايد عوارض رژيم پرچربي مثل افزايش استرس اكسيد اتيورا نيز مد نظر قرار داد و سطوح آنتي اكسيدان‌ها را دائم كنترل كرد.(7) و (8)

براساس مطالعات در اين بيماران شكست پروتئين نيز افزايش يافته است كه منجر به وخيم‌تر شدن وضع سوء تغذيه در آنها مي‌شود. لذا مصرف مقادير كافي پروتئين حتي در حد 5 در روز ضروري است.

پس مي‌توان نتيجه گرفت كه در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروز نيز بايد :

1- مكمل ويتامين k را بطور روزانه تجويز كرد.

2- سطوح آنتي اكسيدانها و TG و chol را بطور دائم پايش كرد.

3- مصرف پروتئين را كنترل كرده و حتي به 5 در روز رساند.

4- سطوح كارتنوئيدها و وضعيت بينايي را كنترل كرد.

5- مصرف كلسيم و ويتامين D را در حد RDA رعايت كرد.

6- سطح الكتروليت‌ها را پايش كرده تا در صورت نياز تغييرات لازم انجام شود.

[1] - اصول طب داخلي هاريسون : بيماري‌هاي دستگاه تنفس. ترجمة دكتر محسن ارجمند، نسل فرادا ، 1384.

1 - krause’s food, nutrition and diet therapy. L. ketlin mahan

2 - American journal of nutrition , comparison of total body cl, k and water measure ments in children with CF, jurnaly  2000.

3 - roshid and et. Al. prevelance of uitk deficiency in CF, American journal of nutrition, vl70, No.3, 378-382, September 1999.

4 - kerryj schulze and et . al . efficacy of ca. absorption is not compornised in clinically stable prepubertal girls with CF, American journal of nutrition, vol75., No.1, 110-116, july 2003-

5 - schupp and et. Al. lutein, ea nanthin , macular pigment , and visual function in adult with CF. American journal of nutrition, vil79, NO.6. 1045-1050 jure 2004.

6 - Back and  et. Al Antioxidant deficiency in CF : when 

7,8- Figueroa and et. Al . abnormal lipid concentration in CF, American journal of nutrition, Vol 75, NO.6, 1005-1011, June 2002.

 

 

|+| نوشته شده توسط کاظم اسلامی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:18 | 
بيماري سيستيك فيبروزير و تغذيه :

بيماري سيستيك فيبروزير و تغذيه :            

    نويسنده:   زهرا سهرابي( به نقل از نشريه سيب دانشجويان تغذيه شيراز)

بيماري سيستيك فيبروزير بيماري چند سيستمي است كه اولين بار در سال 1938 در ايالت متحده تعريف شده است و ژن آن نيز به عنوان ژن CFTR كه بر روي كروموزوم 7 جاي دارد معرفي شد. اين ژن در انتقال كلر نقش دارد. به همين جهت نسبت سديم و كلر در عرق اين بيماران تغيير مي‌كند كه خود يك راه تشخيص بيماري محسوب مي‌شود. طول عمر مبتلايان به اين بيماري در مردان بيش از 32 سال و در زنان 29 سال است. اما بيماري اغلب در كودكي اغاز مي‌شود. از جمله اختلالات اين بيماري مي‌توان اشاره كرد به : ترشح موكوس غليظ و چسبنده كه منجر به انسداد غدد و مجراها مي‌شود. بروز كوله سيسنيت و سنگ كيسة صفرا، سينوزيت مزمن، برونشيت حاد، پوليپ بيني، برونشيا كتازي، سرفه به همراه خلط خوني، بلوغ دير رس، اختلال‌هاي موجود در رحم ديابت و ...(1)

از جمله مشكلاتي كه در اين بيماري نياز به تغذية مناسب را ضروري مي‌سازد عبارتند از(2) :

1- سوء تغذيه‌ي ناشي از مشكلات تنفسي و سرفه و تهوع و بي‌اشتهايي عصبي در حين  عفونت و اختلال در حس چشايي

2- دفع گلوكز در ادرار

3- مشكل در نگه داري وزن براساس قد و توقف رشد در كودكان

4- افزايش نياز به انرژي، بخصوص در هنگام ورزش و با افزايش كار تنفسي

5- بروز مشكلات مزمني مثل ديابت كه از اختلالات پانكراسي ناشي مي‌شود.

به طور كلي در اين بيماري، براساس مطالعاتي كه در سال 2000 صورت گرفت، اين نتيجه حاصل شد كه اختلالات الكتروليتي، بخصوص در مورد كلر، پتاسيم وجود دارد كه عمدتاً از سوء تغذيه و غير نرمالي ژنتيكي ژن‌هاي موثر در انتقال الكتروليت‌ها ناشي مي‌شود. از طرفي اختلالات پانكراسي هم در اين ميان موثر است. لذا پايش الكتروليت‌ها و آب بدن در اين بيماران ضروري است. (3)

از طرفي در طي مطالعه‌اي كه توسط Rashid و همكارانش در سال 1999 صورت گرفته بود، آنها به كمبود ويتامين k در اين بيماران پي بردند كه منجر به افزايش مدت خونريزي در آنها شده بود، كه علت آن هم مصرف مزمن آنتي بيوتيك، بيماري كبدي موثر بر سنتز عوامل انعقادي و سوء جذب چربي (چون ويتامين k ويتامين محلول در چربي است) مي‌باشد. لذا در اين بيماران مصرف روتين مكمل ويتامين k توصيه مي‌شود. (4)

در طي مطالعه‌اي در سال 2003 به بررسي كارآيي جذب Ca در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه جذب كلسيم در آنها تحت تاثير سوء جذب قرار نمي‌گيرد. علي رغم اينكه تصور مي‌شود توليد صابون نامحلول مي‌بايد منجر به كاهش جذب كلسيم شود. اما در مصرف مقادير كافي كلسيم جذب آن بطور غير فعال صورت گرفته و تحت اثر سوء جذب يا كمبود ويتامين B قرار نمي‌گيرد. پس در اين بيماران مصرف مقادير كافي كلسيم از طريق رژيم ضروري است ولي نياز به مكمل اضافي نمي‌باشد. (5)

در طي مطالعه‌اي ديگر كه در سال 2004 صورت گرفت Schupp و همكارانش به بررسي كارتنوئيدهاي موثر در بينايي (Zeaxanthin , lutein) در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروريز پرداختند و دريافتند كه علي‌رغم وجود سوئي جذب و كاهش اين كارتنوئيدها و عملكرد بينايي در آنها دچار مشكل نمي‌باشد كه علت آن بر مي‌گردد به كاهش مصرف آنتي بيوتيك‌هاي وسيع الطيف، كنترل بهتر دريابت و اثر آن بر اختلالات چشمي مثل رتينوپاتي و كنترل اختلالات پانكراسي مثل مصرف مكمل ويتامين A و... (6)

در طي مطالعه‌اي كه در سال 2002 توسط Figueroa و همكارانش صورت گرفت به بررسي سطوح كلسترول و تري گليسيريد (TG) در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه اغلب بيماران داراي تري گليسيريد بالايي هستند اما كلسترول پائين يا نرمالي دارند كه علت احتمالي آن هم بر مي‌گردد به وجود عوامل التهابي مثل سيتوكين‌ها و (Tumor necrosis factor) TNF كه باعث تحريك ليپوژتر كبدي و توليد TG شده و TG را بالا برده و chol را كم مي‌كنند. ضمن اينكه بخاطر افزايش جذب كربوهيدرات نسبت به چربي، توليد TG نيز افزايش مي‌يابد. از طرفي اختلالات پانكراسي با كمبود انسولين منجر به افزايش سنتز VLDL و كاهش LPL (ليپوپروتئين ليپاز) مي‌گردد كه اين خود منجر به افزايش TG مي‌شود. لذا در اين بيماران لازم است سطوح TG مدام كنترل شود تا خطرساز نباشد و مصرف چربي راهم بايد به 40 درصد رساند (40 درصد از كل كالري)، اما بايد عوارض رژيم پرچربي مثل افزايش استرس اكسيد اتيورا نيز مد نظر قرار داد و سطوح آنتي اكسيدان‌ها را دائم كنترل كرد.(7) و (8)

براساس مطالعات در اين بيماران شكست پروتئين نيز افزايش يافته است كه منجر به وخيم‌تر شدن وضع سوء تغذيه در آنها مي‌شود. لذا مصرف مقادير كافي پروتئين حتي در حد 5 در روز ضروري است.

پس مي‌توان نتيجه گرفت كه در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروز نيز بايد :

1- مكمل ويتامين k را بطور روزانه تجويز كرد.

2- سطوح آنتي اكسيدانها و TG و chol را بطور دائم پايش كرد.

3- مصرف پروتئين را كنترل كرده و حتي به 5 در روز رساند.

4- سطوح كارتنوئيدها و وضعيت بينايي را كنترل كرد.

5- مصرف كلسيم و ويتامين D را در حد RDA رعايت كرد.

6- سطح الكتروليت‌ها را پايش كرده تا در صورت نياز تغييرات لازم انجام شود.

[1] - اصول طب داخلي هاريسون : بيماري‌هاي دستگاه تنفس. ترجمة دكتر محسن ارجمند، نسل فرادا ، 1384.

1 - krause’s food, nutrition and diet therapy. L. ketlin mahan

2 - American journal of nutrition , comparison of total body cl, k and water measure ments in children with CF, jurnaly  2000.

3 - roshid and et. Al. prevelance of uitk deficiency in CF, American journal of nutrition, vl70, No.3, 378-382, September 1999.

4 - kerryj schulze and et . al . efficacy of ca. absorption is not compornised in clinically stable prepubertal girls with CF, American journal of nutrition, vol75., No.1, 110-116, july 2003-

5 - schupp and et. Al. lutein, ea nanthin , macular pigment , and visual function in adult with CF. American journal of nutrition, vil79, NO.6. 1045-1050 jure 2004.

6 - Back and  et. Al Antioxidant deficiency in CF : when 

7,8- Figueroa and et. Al . abnormal lipid concentration in CF, American journal of nutrition, Vol 75, NO.6, 1005-1011, June 2002.

 

 

 

نويسنده:  زهرا سهرابي( به نقل از نشريه علمی سيب دانشجويان تغذيه شيراز)

بيماري سيستيك فيبروزير بيماري چند سيستمي است كه اولين بار در سال 1938 در ايالت متحده تعريف شده است و ژن آن نيز به عنوان ژن CFTR كه بر روي كروموزوم 7 جاي دارد معرفي شد. اين ژن در انتقال كلر نقش دارد. به همين جهت نسبت سديم و كلر در عرق اين بيماران تغيير مي‌كند كه خود يك راه تشخيص بيماري محسوب مي‌شود. طول عمر مبتلايان به اين بيماري در مردان بيش از 32 سال و در زنان 29 سال است. اما بيماري اغلب در كودكي اغاز مي‌شود. از جمله اختلالات اين بيماري مي‌توان اشاره كرد به : ترشح موكوس غليظ و چسبنده كه منجر به انسداد غدد و مجراها مي‌شود. بروز كوله سيسنيت و سنگ كيسة صفرا، سينوزيت مزمن، برونشيت حاد، پوليپ بيني، برونشيا كتازي، سرفه به همراه خلط خوني، بلوغ دير رس، اختلال‌هاي موجود در رحم ديابت و ...(1)

از جمله مشكلاتي كه در اين بيماري نياز به تغذية مناسب را ضروري مي‌سازد عبارتند از(2) :

1- سوء تغذيه‌ي ناشي از مشكلات تنفسي و سرفه و تهوع و بي‌اشتهايي عصبي در حين  عفونت و اختلال در حس چشايي

2- دفع گلوكز در ادرار

3- مشكل در نگه داري وزن براساس قد و توقف رشد در كودكان

4- افزايش نياز به انرژي، بخصوص در هنگام ورزش و با افزايش كار تنفسي

5- بروز مشكلات مزمني مثل ديابت كه از اختلالات پانكراسي ناشي مي‌شود.

به طور كلي در اين بيماري، براساس مطالعاتي كه در سال 2000 صورت گرفت، اين نتيجه حاصل شد كه اختلالات الكتروليتي، بخصوص در مورد كلر، پتاسيم وجود دارد كه عمدتاً از سوء تغذيه و غير نرمالي ژنتيكي ژن‌هاي موثر در انتقال الكتروليت‌ها ناشي مي‌شود. از طرفي اختلالات پانكراسي هم در اين ميان موثر است. لذا پايش الكتروليت‌ها و آب بدن در اين بيماران ضروري است. (3)

از طرفي در طي مطالعه‌اي كه توسط Rashid و همكارانش در سال 1999 صورت گرفته بود، آنها به كمبود ويتامين k در اين بيماران پي بردند كه منجر به افزايش مدت خونريزي در آنها شده بود، كه علت آن هم مصرف مزمن آنتي بيوتيك، بيماري كبدي موثر بر سنتز عوامل انعقادي و سوء جذب چربي (چون ويتامين k ويتامين محلول در چربي است) مي‌باشد. لذا در اين بيماران مصرف روتين مكمل ويتامين k توصيه مي‌شود. (4)

در طي مطالعه‌اي در سال 2003 به بررسي كارآيي جذب Ca در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه جذب كلسيم در آنها تحت تاثير سوء جذب قرار نمي‌گيرد. علي رغم اينكه تصور مي‌شود توليد صابون نامحلول مي‌بايد منجر به كاهش جذب كلسيم شود. اما در مصرف مقادير كافي كلسيم جذب آن بطور غير فعال صورت گرفته و تحت اثر سوء جذب يا كمبود ويتامين B قرار نمي‌گيرد. پس در اين بيماران مصرف مقادير كافي كلسيم از طريق رژيم ضروري است ولي نياز به مكمل اضافي نمي‌باشد. (5)

در طي مطالعه‌اي ديگر كه در سال 2004 صورت گرفت Schupp و همكارانش به بررسي كارتنوئيدهاي موثر در بينايي (Zeaxanthin , lutein) در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروريز پرداختند و دريافتند كه علي‌رغم وجود سوئي جذب و كاهش اين كارتنوئيدها و عملكرد بينايي در آنها دچار مشكل نمي‌باشد كه علت آن بر مي‌گردد به كاهش مصرف آنتي بيوتيك‌هاي وسيع الطيف، كنترل بهتر دريابت و اثر آن بر اختلالات چشمي مثل رتينوپاتي و كنترل اختلالات پانكراسي مثل مصرف مكمل ويتامين A و... (6)

در طي مطالعه‌اي كه در سال 2002 توسط Figueroa و همكارانش صورت گرفت به بررسي سطوح كلسترول و تري گليسيريد (TG) در اين بيماران پرداختند و دريافتند كه اغلب بيماران داراي تري گليسيريد بالايي هستند اما كلسترول پائين يا نرمالي دارند كه علت احتمالي آن هم بر مي‌گردد به وجود عوامل التهابي مثل سيتوكين‌ها و (Tumor necrosis factor) TNF كه باعث تحريك ليپوژتر كبدي و توليد TG شده و TG را بالا برده و chol را كم مي‌كنند. ضمن اينكه بخاطر افزايش جذب كربوهيدرات نسبت به چربي، توليد TG نيز افزايش مي‌يابد. از طرفي اختلالات پانكراسي با كمبود انسولين منجر به افزايش سنتز VLDL و كاهش LPL (ليپوپروتئين ليپاز) مي‌گردد كه اين خود منجر به افزايش TG مي‌شود. لذا در اين بيماران لازم است سطوح TG مدام كنترل شود تا خطرساز نباشد و مصرف چربي راهم بايد به 40 درصد رساند (40 درصد از كل كالري)، اما بايد عوارض رژيم پرچربي مثل افزايش استرس اكسيد اتيورا نيز مد نظر قرار داد و سطوح آنتي اكسيدان‌ها را دائم كنترل كرد.(7) و (8)

براساس مطالعات در اين بيماران شكست پروتئين نيز افزايش يافته است كه منجر به وخيم‌تر شدن وضع سوء تغذيه در آنها مي‌شود. لذا مصرف مقادير كافي پروتئين حتي در حد 5 در روز ضروري است.

پس مي‌توان نتيجه گرفت كه در بيماران مبتلا به سيستيك فيبروز نيز بايد :

1- مكمل ويتامين k را بطور روزانه تجويز كرد.

2- سطوح آنتي اكسيدانها و TG و chol را بطور دائم پايش كرد.

3- مصرف پروتئين را كنترل كرده و حتي به 5 در روز رساند.

4- سطوح كارتنوئيدها و وضعيت بينايي را كنترل كرد.

5- مصرف كلسيم و ويتامين D را در حد RDA رعايت كرد.

6- سطح الكتروليت‌ها را پايش كرده تا در صورت نياز تغييرات لازم انجام شود.

[1] - اصول طب داخلي هاريسون : بيماري‌هاي دستگاه تنفس. ترجمة دكتر محسن ارجمند، نسل فرادا ، 1384.

1 - krause’s food, nutrition and diet therapy. L. ketlin mahan

2 - American journal of nutrition , comparison of total body cl, k and water measure ments in children with CF, jurnaly  2000.

3 - roshid and et. Al. prevelance of uitk deficiency in CF, American journal of nutrition, vl70, No.3, 378-382, September 1999.

4 - kerryj schulze and et . al . efficacy of ca. absorption is not compornised in clinically stable prepubertal girls with CF, American journal of nutrition, vol75., No.1, 110-116, july 2003-

5 - schupp and et. Al. lutein, ea nanthin , macular pigment , and visual function in adult with CF. American journal of nutrition, vil79, NO.6. 1045-1050 jure 2004.

6 - Back and  et. Al Antioxidant deficiency in CF : when 

7,8- Figueroa and et. Al . abnormal lipid concentration in CF, American journal of nutrition, Vol 75, NO.6, 1005-1011, June 2002.

 

 

|+| نوشته شده توسط کاظم اسلامی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:17 | 
سوسيس و كالباس

سوسيس و كالباس 

   (نويسنده:   زهرا جمشيدي به نقل از نشريه علمی سيب دانشجويان تغذيه شيراز)   

مقدمه :

امروزه الگوي مصرف غذا در جهان به سرعت رو به تغيير است و با توجه به اشتغال زن و مرد بيرون از خانه، تمايل به سمت مصرف غذاهايي است كه به سرعت آماده مي‌شوند به همين دليل كارخانه‌هاي مختلف مواد غذايي تأسيس شده و محصولات متنوع در بسته‌بندي‌هاي گوناگون وارد بازار كرده‌اند. كه يكي از انواع مهم آن محصولات گوشتي مي‌باشند. با وجود متفاوت بودن تركيب درصد مواد اوليه و حتي مواد افزودني، اين محصولات داراي ويژگي‌هاي عمده يكسان هستند. با توجه به خصوصياتي نظير بهداشتي بودن و آماده شدن سريع و از سويي تفاوت فاحش ميزان مصرف در ايران با كشورهاي صنعتي كه با افزايش جمعيت شهرنشين شدن ميزان مصرف آن هم بيشتر مي‌شود اهميت موضوع آشكار مي‌شود.

 

تاريخچه سوسيس و كالباس در دنيا :

كلمه سالامي را در كتابهاي يونان قديم مي‌توان پيدا كرد و تصور مي‌رود اولين دفعه در شهر سالامي در ساحل شرقي يوناني ساخته شده است.

كلمه سوسيس از كلمه لاتيني به نام Salsus به معني نمك شور گرفته شده است.

در زمان‌هاي گذشته اين غذا از دو نوع گوشت مختلف خرد شده كه كمي ادويه شاه بلوط به عنوان چاشني به آن اضافه كردند تهيه مي‌شد. عموماً شرايط اقليمي و سليقه مردم و آب و هواي مختلف باعث شده است كه انواع مختلفي از سوسيس و كالباس تهيه شود.

و در مراحل مختلف تهيه مانند خشك كردن، نمك سود كردن، چاشني زدن و دود دادن تغييراتي در آنها ايجاد شود.

 

تاريخچه سوسيس و كالباس در ايران :

در ايران سابقه توليد كارخانه‌ي سويس و كالباس به سال 1307 باز مي‌گردد.

آرزومان آوانيان كه از ارامنه سلماس آذربايجان غربي بود، از سال 1303 با وسايل دستي و امكانات ابتدايي و اندك به همراه 4 كارگر شروع به توليد انواع فرآورده‌ها نمود. و سپس اولين كارخانه توليد سوسيس و كالباس را با همكاري آوانسيان و لشينكي بنيان گذاري كرد.

از مهمترين محصولاتي كه تا سال 1357 در كارخانجات مختلف توليد مي‌شد مي‌توان به كالباس معمولي (Bologna) كالباسهاي خشك و انواع سالامي، سوسيس ونيز (whener) و سوسيس فرانكفورتر (Frankforter) اشاره كرد. بنابراين اولين توليد كننده فرآورده‌هاي گوشتي در كشور شركت گوشتيران (آرزومان) مي‌باشد.

 

سوسيس و كالباس از سه بخش درست شده‌اند :

1- مواد گوشتي :

در سوسيس و كالباس به مقدار زيادي از گوشت صورت گاو به همراه كبد (جگر سياه)، شش (جگر سفيد) استفاده مي‌شود. همچنين هنگام تقسيم كردن گوشت عضلات با اره، مقداري خرده گوشت توليد مي‌شود كه آنها را براي توليد گوشت به مراكز توليد سوسيس و كالباس مي‌فرستند. البته در سوسيس و كالباس، گوشتهاي زيبايي هم وجود دارند كه تكه تكه مي‌باشند و به گوشتهاي تزئيني معروفند. براي تهيه اين گوشتهاي تزئيني از ماده گاوهاي پير (8 تا 9 ساله) كه ديگر قدرت زايمان ندارند استفاده مي‌شود.

پس عمده گوشت موجود در سوسيس و كالباس عبارتست از : گوشت ماده گاوهاي پير، گوشت سر گاو، احشا شامل كبد، كليه شش و گوشت‌‌هاي خردشده

 

2- مواد پركننده و ادويه جات :

اين مواد شامل آرد، روغن، خرده يخ، تخم مرغ، مواد حجم دهنده، شكر و نمك مي‌باشد.

از خرده يخ براي پايين آوردن دماي پخت استفاده مي‌شود. از شكر براي پايين آوردن Aw (فعاليت آبي) استفاده مي‌شود. از آرد براي بالا بردن حجم استفاده مي‌شود.

 

3- مواد نگهدارنده (بنز وات، سوربات، پروپيونات)

هدف از نگهداري چيست؟ براي اينكه از زمان توليد تا زمان مصرف سوسيس و كالباس از ايجاد تغييرات نامطلوب (شيميايي، فيزيكي و بيولوژيكي كه همان فساد مي‌باشد) جلوگيري شود از مواد نگهدارنده استفاده مي‌كنند.

مواد نگهدارنده به دو نوع معدني و آلي تقسيم مي‌شوند. نگهدارنده‌هاي معدني مثل نمك طعام، نيترات و نيتريت مي‌باشند. نمك طعام باعث خوش طعمي و نگهداري غذا مي‌شود.

نيترات و نيتريت مواد نگهدارنده‌اي هستند كه باعث ايجاد رنگ صورتي خوش رنگ مي‌شوند.

در ضمن از آنتي بيوتيك‌ها هم براي جلوگيري از رشد ميكروارگانيسم در داخل سوسيس و كالباس استفاده مي‌شود.

 

درجه خلوص سوسيس و كالباس :

درجه خلوص كه به درصد بيان مي‌شود نشاندهنده‌ي اين است كه چه مقدار از وزن سوسيس و كالباس را گوشت تشكيل مي‌دهد. مثلاً در مورد سوسيس و كالباس‌هائي كه 45% آن گوشت است، بقيه ان روغن، آرد، مواد حجم دهنده، گوشت‌هاي تزئيني، طعم دهنده‌ها و تخم مرغ است. در مورد سوسيس و كالباس‌هائي كه 90% آن گوشت است. درصد مواد حجم دهنده كمتر است و در ساخت آن از زعفران، خلال پسته، گوشتهاي تزئيني و ... استفاده مي‌شود.

 

نقش سوسيس و كالباس در تغذيه :

چنانچه در توليد اين فراورده‌هاي غذايي، دقت كافي به عمل آيد و سيستم‌هاي نظارتي و كنترل در رويه صحيح توليد آن دقيق عمل كنند، اين فرآورده‌ها با توجه به شرايط كنوني كشور نقش مهمي در تغذيه ايفا كرده و واجد ويژگي‌هاي زير مي‌باشند :

- در صورت افزايش مصرف سوسيس و كالباس از مصرف گوشت كاسته شده و نيازي به واردات نمي‌باشند.

- قيمت سوسيس و كالباس در مقايسه با گوشت ارزان‌تر است.

- با توجه به اقتضائات جامعه شهري به خصوص خانواده‌هايي كه زن ومرد شاغل هستند. نياز به غذاهايي كه سريع آماده مي‌شوند بيشتر شده است و سوسيس و كالباس از زمره اين غذاها هستند.

- از هر يك كيلوگرم گوشت خالص در حدود 2 كيلوگرم سوسيس و كالباس فراهم مي‌شود بنابراين از بهره‌وري بالاتري نسبت به گوشت برخوردار است.

 

مضرات :

- در نتيجه فعاليت نيتريت با ميوگلوبين گوشت، ماده‌اي به نام نيتروزوگلوبين توليد مي‌شود كه موجب سرطان معده مي‌شود

- تحقيقات نشان داده‌اند كه مصرف زياد گوشت‌‌هاي فرآوري شده احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده را افزايش مي‌دهند.

 

مضرات احتمالي :

به موجب مطالعاتي كه در امريكا انجام شده كودكاني كه در ماه بيش از 12 عدد ساندويچ سوسيس مي‌خورند، احتمال ابتلائشان به سرطان خون يالوسمي 9 برابر افزايش مي‌يابد.

پژوهشگران به سرپرستي جان پيترز، متخصص اپيدمي شناسي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي بر اين باورند كه اين يافته‌ها مي‌توانند علل افزايش سرطان خون و مغز كودكان را در طي دو دهه توضيح دهند.

موارد سرطان كودكان هنوز در سطح پايين است.

هيچ دليلي وجود ندارد كه نشان دهد خوردن سوسيس خطري در سطح دود توتون يا رژيم‌هاي غذايي پرچربي ايجاد كند.

 

چند توصيه :

- پوشش خارجي سوسيس و كالباس‌هاي خريداري شده نبايد زخم‌دار باشد.

- در مورد سوسيس و كالباس يا مصرف آن كاهش يابد يا هنگام استفاده از اين محصولات از يك منبع ويتامين C مثل ليمو استفاده شود.

 

چند نكته :

- كالباس توليدي ايران حرارت ديده و پاستوريزه هستند.

- فساد سوسيس و كالباس به سه شكل : 1- تشكيل اسلايم 2- ترش شدن 3- سبز شدن مي‌باشد.

 

علت تشكيل رنگ سبز :

بعضي از باكتريها H2O2 توليد و اين H2O2 روي ميوگلوبين اثر مي‌گذارد و رنگ سبز توليد مي‌كند.

 

منابع :

- بهداشت و بازرسي گوشت، دكتر حسن شفائي

- بهداشت مواد غذايي، بهداشت و بازرسي گوشت، دكتر نور دهركني ـ خانم دكتر شكاك

- اطلس رنگي بازرسي گوشت، جي ايفنا نتدريل، ترجمه دكتر نادر افشار مازندران

- ترجمه ميكروب شناسي آدامز

 

 

|+| نوشته شده توسط کاظم اسلامی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:12 | 
داروهاي نيروزا ـ دوپينگ و عوارض آن

داروهاي نيروزا ـ دوپينگ و عوارض آن

تاريخچه :

واژه دوپينگ از زبان آفريقاي جنوبي مشتق شده است و اشاره به يك نوشيدني الكلي باستاني دارد.(1)

مواد نيروزا (دوپينگ) به هر ماده‌اي كه كاربردش سبب افزايش توان و كارايي فرد ورزشكار گردد. اطلاق مي‌گردد(2)

در طول تاريخ بسياري از داروهاي گياهي و صنعتي براي افزايش توانايي جسمي و ورزشي مورد استفاده قرار گرفته‌اند و هر كدام پس از مدتي به خاطر عوارض جانبي مختلف كنار گذاشته شده‌اند. واژه دو پينگ كمتر از 100 سال قدمت دارد (3) نخستين مورد مرگ به دليل مصرف بيش از حد مواد نيروزا (تري متيل) در سال 1886 در يك مسابقه دوچرخه سواري محلي روي داد (1) در سال 1910 دوپينگ براي اولين بار جنبه رسمي پيدا كرد (3) در سال 1960 با مرگ يك دوچرخه سوار كميسيون پزشكي كميته جهاني المپيك قانون مخالفت كاربرد مواد نيروزا را نهادينه نمود. (1)

طبق تعريف كميسيون پزشكي كميته بين‌المللي المپيك، دوپينگ عبارت است از تجويز يا مصرف يك ماده خارجي يا ماده درون زاي بدن با مقادير غير عادي يا استعمال غير طبيعي توسط شخص سالم با هدف افزايش كارايي ورزشي پارا دوپينگ عبارتست از دادن دارو به يك ورزشكار توسط حريف جهت كاهش كارايي وي و يا بدنام كردن ورزشكار (3)

علل منع دوپينگ (3)

1- دلايل فيزيكي : به دليل برجاي گذاشتن اثرات جانبي ناخواسته و زيانبار كه در برخي مواقع جبران ناپذيراست.

2- دلايل اخلاقي : دوپينگ با هدف اصلي ورزش يعني سالم سازي جسم و روح منافات دارد و از طرفي منجر به اعتياد جوانان مي‌گردد.

3- دلايل قانوني : دوپينگ سبب برتري غير منصفانه در عرصه ورزش مي‌گردد.

 

انواع داروهاي دوپينگي (4و2و1)

امروزه 2500 گونه از اين مواد شناخته شده‌اند كه شامل :

الف) داروهاي محرك مستقيم عصبي مركزي (CNS) مانند آمفي تامين، كوكاتين، افدرين، سودوافدرين، فنيل پروپالول آمين

ب) داروهاي مخدر : مانند هروئين، مرفين، متادون و

ج) استروئيدهاي آنابوليك مانند ناندرولون، تستسترون، اكسي متولون، استانوزولول

د) داروهاي مدر : مانند فورزمايد، تيازيد، اسپيرونولاكتون و ...

هـ) داروهاي هورمونهاي پپتيدي و گليكوپروتئيني : مانند هرمون رشد، اريتروپوپتين و گنادوتروپين.

داروهاي محرك سيستم عصبي مركزي سبب افزايش هوشياري و رفع خستگي كاهش اشتها، درمان برخي اختلالات خواب آلودگي و در برخي موارد در بيش فعالي كودكان بكار برده مي‌شوند. اين نوع داروها حدود 20% از مجموع سوء استفاده‌هاي دارويي را شامل مي‌شوند. كوكائين در اين دسته قرار دارد و سبب ايجاد حالت سرخوشي. افزايش سرعت رفلكس‌هاي محيطي و افزايش فشار خون و تعداد ضربان قلب مي‌گردد. عوارض جانبي آن شامل كاهش هماهنگي حركات، بي‌قراري، اضطراب، كاهش خواب و سكته قلبي مي‌باشد. آمفي تامين سبب كاهش احساس خستگي، ايجاد حالت تهاجمي، كاهش وزن و افزايش رفلكس‌هاي محيطي مي‌گردد. ورزشكاراني كه از اين دارو استفاده مي‌كنند، به دليل عدم احساس خستگي ساعت‌هاي متمادي به فعاليت بلرني ادامه داده و عوارض جبران ناپذيري به بدن آنها وارد مي‌گردد. (3)

از ديگر داروهايي كه زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. استروئيدهاي آنابوليك‌اند كه مشتقات هرمونهاي مردانه ياتستسترون مي‌باشند كه در مقايسه با خود تستسترون داراي اثرات آنابوليك بيشتر و اثرات آندروژنيك (مردانه) كمتر هستند مصارف درماني اين داروها شامل اختلالات عملكردي غدد جنسي مردانه، سرطان پستان، آنژيوادم، تأخير در رشد، پوكي استخوان مي‌باشند داروهاي مدر شامل دستة وسيعي از تركيبات شيميايي‌اند كه سبب افزايش دفع ادرار مي‌گردند و در موارد ديابت بي‌مزه، نارسايي حاد كليوي (ARF)، افزايش اسيد اوريك خون، فشار خون بالا، مسموميت با يونهاي مختلف بكار برده مي‌شوند(3)

عوارض (1)

1- عوارض قلبي و عروقي، احتباس آب و نمك و افزايش فشار خون، افزايش چربيهاي خون، آريتمي قلبي، انفاركتوس، سكته قلبي

2- عوارض كبدي : اختلالات كبدي و يرقان و سرطان كبد

3- عوارض جانبي مخصوص مردان : كاهش تعداد اسپرم. تحليل رفتن بيضه، احساس دفع فوري و مكرر ادرار، عقيمي، بزرگ شدن پستان و كاهش توانايي جنسي

4- عوارض جانبي خاص زنان اختلال در قاعدگي، رشد مو در ناحيه صورت (هيرسوتيسم) تاسي و كلفت شدن صدا تحليل پستانها، آكنه

5- عوارض رواني : افسردگي، هيجان بيش از حد، پرخاشگري، خشونت، بي‌خوابي و اضطراب، اختلالات شخصيتي

 

منابع :

1- طب ورزش، داروهاي نيروزا ـ دوپينگ و عوارض آن ـ پايگاه اطلاع‌رساني پزشكان ايران IRTEB.com

2- ملكي جواد، تغذيه نوين براي ورزشكاران، انتشارات شعاع، تهران، 1380.

3- روايتي ديگر پيرامون داروهاي نيروزا و دوپينگ، پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران IRTEB.com

4- world aute Doping agency. The 2005 prohibited list international standard. 23 september 2004.

با تشکر از سرکار خانم اصغریان (سردبیر نشریه علمی سیب دانشجویان تغذیه شیراز) که مطالب فوق را در اختیار اینجانب قرار دادند.

 

|+| نوشته شده توسط کاظم اسلامی در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:7 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar


Javascripts